یاقوت سرخ
 

 بسم رب الشهداء و الصدیقین

مدتهاست در گوشمان جنگ نرم را نجوا میکنند؛ آن قدر گفتند و تأکید کردند که باورمان

شده است ما افسران جنگ نرم هستیم. 

سراغ افسران جنگ سخت را میگیرم. آن زیبا جوانانی که سخت جنگیدند و حال نوبت

ماست که نرم بجنگیم.

جوانان رفتند؛ پدران چشم در راه ماندند و مادران از غمشان گیسو خاکستر کردند. بر

ماست که نگذاریم نامشان در زیر غبار تاریخ مدفون شود.

با کاروان راهیان نور همراه شدم.مسیرهایی که در طی راه از آنجا عبور میکنم همان

هایی است که سالها پیش دشمن این مسیرها را می تاخت تا خطه ای از سرزمینم را

اشغال کند.

با خود می اندیشم آن جوانان چه کرده اند که آسمانی شده اند و این جوانان چه دیده اند

که به دنبال آنان روانه گشته اند.

 

 

بگو ای خاک آن عزیزان به کجا رفتند. ای خاک که خودت را با خون آنان تطهیر کرده ای،

بگو آنان را در کجای دل خود جا داده ای؟

به گوشه گوشه این شهر که می نگرم هنوز نشانه های جنگ را می بینم.دیوارهای

مخدوش و ترکش خورده چهره ای غمگین از شهر بر جای گذاشته است.

30 سال پیش نبوده ام تا ببینم چه کردند با برادران و خواهرانم. اما اکنون نخل های

سوخته و بریده شده آبادان گواه آن روزها را به من می دهند.

این نخل ها هنوز ایستاده اند تا گواه بی عدالتی یک جنگ نابرابر را به آیندگان انتقال

دهند.

حال که به سمت شلمچه می روم لحظه شماری می کنم تا ببینم شلمچه برای گفتن

چه دارد که اینچنین هزاران مشتاق را به سوی خود فرا می خواند.

 

 

جوانی اینجا از طرف یک دوست پیغامی برای شهیدی آورده است؛ می گوید نام شهید

غلامرضا است، اما نمی دانم کجاست و نمی دانم سراغش را از که بگیرم اما پیغامم را بر

روی خاک می نویسم، شاید اینجا بیاید و پیغام دوستم را بخواند.

آفتاب گرم و سوزان آبادان به اوج می رسد اما شوق مشتاقان برای زیارت بیشتر می

شود.

هنوز ویرانه های خرمشهر چهره ای غمگین بر پیکر شهر بر جا گذاشته و کسی فاجعه آن

روزها را فراموش نخواهد کرد.

می گویند روح شهید آنجایی است که خونش ریخته باشد و من در طلائیه دیدم که نیازی

به التماس چشم نیست و اینجا اشکها ناخودآگاه میهمان چشم ها می شود.

خاک طلائیه که سالها میزبان پیکر پاک شهدا بوده است، حال میهمان قدوم زائران شده

است.

اینجا نمی شود با کفش بر روی خاک قدم بزنی زیرا قطعا شرمنده خاک خواهی شد.

 

 

دخترکی 12 ساله در گوشه ای از طلائیه نشسته و به خاک خیره شده است. می گویم

نامت چیست؟ خودش را کبوتر طلائیه معرفی می کند و دیگر هیچ نمی گوید. گویا نمی

خواهد نامش را بدانم.

 

 

کبوتر طلائیه را در معراج شهدا دوباره دیدم. مرتب گریه می کرد و صلوات می فرستاد.این

بار به حرف آوردمش و علت گریه اش را جویا شدم.میگفت شهدا را در کنار خود می

بیند که به او لبخند می زنند..

خدایا شهدا با دل این کبوتر چه کردند که او اینچنین شیدایی شده است ...

 


آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند    آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند



نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۳/۱/٦ توسط ساره آزاد

 

کمبود محبتت را به اشتراک بگذار با نامحــــــــرمان

 

که آنان این « برهنگی افکــــــــارت » را هزاران لایک خواهند زد.

 

تأسف بار است حال و روز کسی که تشنه نگاه دیگران باشد.

 

محجبه ها فرشته اند


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۳/۱/٥ توسط ساره آزاد

خواهرم ، حرمت چادر رو حفظ کن....

ما داریم هر روز طعنه و فحش و ناسزا میشنویم

برای این لباس...!!

وقتی داری گناه میکنی... درش بیار!!

وقتی هنوز یاد نگرفته ای چگونه باید باشی

درش بیار..

دیگه چادر من و تو تنها یک پوشش نیست..

چادر من و تو یعنی یک تفکر!!

معبر سایبری فندرسک


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٢/۱٢/۸ توسط ساره آزاد

 

ما شهید نداده ایم که مرغ و میوه ارزان شود،ما شهید دادیم که بی حیایی ارزان

نشود...


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٢/۸/۱٠ توسط ساره آزاد

 

نجفی، معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان میراث فرهنگی کشور در برنامه پایش

اظهار کرد که موافق کشیدن قلیان در اماکن مشخص و با رعایت استانداردهای

کافی است.

زمانی که سعی بر حذف معضلاتی مانند قلیان، سیگار و ... است؛ اعلام موافقت یک 

مسئول فرهنگی! با کشیدن قلیان  یعنی ترویج این گونه معضلات.

دفاع تمام قد نجفی از قلیان و مخالفت وی با منع کشیدن قلیان توسط خانم ها نکته جنجال

برانگیزدیگری است که آقای نجفی در ادامه سخنانش مطرح کرد.

زمانی که رئیس میراث فرهنگی مخالفت خود را درمورد محدودیت کشیدن

قلیان توسط خانم‌ها اعلام میکند و می گوید که "حالا بنده با همسرم یا دخترم رفتیم

قلیان بکشیم؛ دو پک هم آنها بزنند چه مشکلی دارد؟" دیگر حرفی برای گفتن

باقی نمی گذارند. مسئول کشور که اینچنین درفشانی کنند دیگر چه انتطاری از عوام

الناس؟!

با این روندی که برخی مسئولان در پیش گرفته اند دیری نمیرسد که مواردی

همچون قلیان و سیگار که امروز معضل جامعه اند فردا با تشویق مسئولان در جامعه

ترویج شوند.

آقای نجفی بهتر بود قبل از سخنرانی هایشان سری به برخی اماکن تفریحی

می زدند و آزادی قلیان را از نزدیک مشاهده می کردند.

متأسفانه کشیدن قلیان در جامعه ما رواج زیادی دارد و نیازی به تشویق مسئولان نیست.

نجفی در ادامه بیان کرد: چقدر امکان نفس کشیدن برای مردم گذاشتیم؟

 آیا با آزادی قلیان مردم راحت تر نفس می کشند و راحتی مردم در

کشیدن دو پوک قلیان است؟!!

 با صحبت های میراث دار فرهنگ کشور و آزادی قلیان بدون محدودیت سنی

زین پس به جای اینکه نوجوانان را در امکان فرهنگی ببینید باید سراغشان را در قهوه

خانه ها بگیرید.

امروز قلیان را آزاد می کنید و فردا که با مشکلات این آزادی مواجه

شدید سراغ  چه کنم ها می روید.

نجفی در قسمت دیگری از سخنانش اظهار کرد که اگر قلیان را محدود کنیم

ممکن است مردم حریص شوند و همراه قلیان چیزهای دیگری وارد فضای خانه شود.

حال به این سوال باید پاسخ داد که خیلی ازمنکرات ومسکرات است که افراد

نسبت به آن نهی شده اند، آیا صرف اینکه فرد ممکن است حریص شود، باید جلوی

منع آن گرفته شود و آزاد گذاشته شود؟

  مسئولان بهتراست مراقب گفته هایشان باشند و عواقب این گفته ها را در نظر بگیرند.


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٢/۸/۱ توسط ساره آزاد

 

ایران سرزمینی است که تمام ادیان در آن حضور دارند و زندگی می کنند.

 

انواع قومیت ها ساکن ایران زمینند. هر قومی سمبل و نشانه خاص خود را

 

می خواهد.

 

 امروزه استفاده از نمادهای کهن در بین برخی جوانان

 

رایج شده، بی آنکه بدانند فلسفه و معنای آن چیست؟ به همین دلیل بعضا

 

دچار انحرافاتی ناخواسته شده وتابلوی استفاده از نمادها و علامت های

 

فرهنگ های بیگانه (مانندشیطان پرستان.فرقه های ضاله و...) می شوند.

 

اما عده ای هم برای حفظ نشانه های تمدن خود از نمادهای کهن کشورمان

 

استفاده می کنند(علامت فروهر).

 

تقریبا همه ما نام "فروهر" به گوشمان خورده، خیلی از جوانان نشان "فروهر"

 

را به گردن انداخته، از تندیس و یا تصویر آن استفاده میکنند.

 

 

ادامه مطلب را بخوانید...



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٢/٦/٢ توسط ساره آزاد
چندی است که پدیده ای شوم برپیکر زنان پایتخت خودنمایی می کند که نامش
«ساپورت» و یا «لگ» (leg) است.

اینکه چرا و چه کسی نام «جوراب شلواری» های سابق را «ساپورت» نهاده و اصلا این

نام از خارج کشور همراه با این جوراب شلواری های رنگ آمیری شده وارد شده یا خیر،

موضوع بحث ما نیست.

داستان از این قرار است که از زمستان ۱۳۹۱ برخی زنان خیابانی تهران در حرکتی کاملا

مشکوک و سیستماتیک اقدام به پوشیدن جوراب شلواری هایی نمودند که منظره ی

بدن نمای از زانو به پایین این پوشش ها قدری عجیب می نمود.

متاسفانه اقدامی در برخورد با این پوشش (که عملا شلوار را از زیر مانتو حذف کرده بود)

از سوی هیچکدام از مبادی مسئول صورت نگرفت.

یکی از تحلیل های محتمل نیز این بود که حساسیت فضای پیش از انتخابات ریاست

جمهوری و بهانه جویی دشمن برای شبطنت رسانه ای، دلیل جدی نگرفتن این آسیب ا

جتماعی می توانست باشد.

بهار ۱۳۹۲ از راه رسید و چشم مردم تهران منور به کوتاه تر شدن مانتوهایی شد که زیر

آن هیچ برتن صاحبش نبود جز جوراب شلواری های سابق (که حالا نام ساپورت به خود

گرفته بودند) و آرام آرام با حرکتی خزشی این ساپورت ها نه تنها آفتاب بیشتری به خود

می دیدند بلکه رنگ ها و نقوش بیشتری را بر اندام باربی های تهرانی تجربه می کردند.


گاهی یک ساپورت «رنگ پا» بیننده را به اشتباه می انداخت که نکند فقط یک پیراهن بر

تن فلان زن است و دیگر هیچ!


پس از اعلام نتایج انتخابات خرداد ۹۲ ، آمار ساپورتهایی که صاحبانشان مانتوها را نیز به

کناری نهاده و پیراهنی کِشی و چسبان را روی ساپورت ها برتن می کردند شیب تندی

به خود گرفت.

 
این تصاویر در فضای عمومی تهران براحتی قابل مشاهده است


حالا این روزها..

ساپورت های رنگارنگ در حال فتح خیابانهای تهران است.


روز گذشته برای دیدن فیلم «هیس!..دختر ها فریاد نمیزنند» به سینما پردیس رفته بودم

تا یکی دیگر از فیلمهای سینمای مولف را ببینم.

در این میان دخترکی با آرایشی غلیظ و موهایی افشان با ساپورتی مشکی خودنمایی

می کرد چرا که با فونت نستعلیق سایز ۹۰ و سفید روی ران ها و ساق پاهای خویش(بر

روی ساپورت) اشعاری مورب و حالت ابر و باد ادبیاتی نوشته شده بود.

هرچه کردم نتوانستم قید خواندن اشعار بزنم.

دقیق تر شدم.

نوشته بود : شوش..جوادیه...راه آهن..شوش..میدان راه آهن...ترمینال جنوب..

نمی دانستم بخندم یا عصبانی شوم.

طراحی ابلیس کار خودش را برای کسانی که نمی خواهند به ساپورتها چشم بدوزند

کرده بود..

چشم ها کنجکاو خواندن اشعار می شوند.

بعید نیست در آینده ی نه چندان دور که جدول متقاطع کلمات را بر روی برجستگی بدن

زنان و دختران ایرانی در فضاهای عمومی شاهد باشیم.

نگرانم..

نگران شهرستان هایی که قرار است مورد حمله ی ساپورت ها قرار گیرند.

پروژه ی «حیازدایی» دشمن همچنان ادامه دارد و ما همچنان در غار اصحاب کهف

خوابیم.

 

رهیاب


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٢/٥/٢٢ توسط ساره آزاد

 مدتی است سریال «عصر باشکوه» یا «حریم سلطان» که یک سریال تاریخی ترک زبان

است از شبکه های مختلف ماهواره پخش می شود و متأسفانه از محبوبیت زیادی در

میان جوامع عرب  زبان و مسلمان برخوردار شده است. آمار نشان می دهد در حال

حاضر بیش از دویست میلیون نفر در 44 کشور جهان این سریال را تماشا می کنند.

داستان این سریال برگرفته از زندگی خصوصی و اجتماعی سلطان سلیمان اول است که

در طول سنوات 1520تا 1566 میلادی پادشاه امپراتور عثمانی بوده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

این سریال علاوه بر نمایش وقایع دوران سلطنت شاه سلیمان (مشهورترین پادشاه

عثمانی) رابطه عاشقانه وی با روکسلانه یا خرم سلطان که توسط سربازان عثمانی به

بردگی گرفته شده و به حرمسرای سلطان راه یافته است را نمایش می دهد.


محوریت فیلم شخصیت مرموز روکسلانه معروف به خرم سلطان است که به گفته

بسیاری از مورّخین با تحریکات خصمانه او آماج تهاجم عثمانی ها از اروپا به سمت ایران

و شیعیان منحرف شد و با زمینه سازی او بود که امپراتوری قدرتمند عثمانی در

سراشیبی افول قرار گرفت.



 

 

 

 

 

 

 

 

 

اما به نظر می رسد نیل به اهدافی از پیش تعیین شده باعث گردیده تا شاهد تحریفاتی

گسترده در تاریخ مدوّن عثمانی در طول سکانس های سریال باشیم به طوری که شدت

تحریفات تاریخی در این سریال ترکیه‌ای سرانجام رجب طیب اردوغان نخست وزیر و سایر

مقامات سیاسی و مذهبی ترکیه را نیز به واکنشی سخت وا داشت تا آنجا که اردوغان

اعلام کرد که ما چنین اجدادی نداریم و وی از قوه قضائیه ترکیه خواستار حرکتی قانونی

علیه عوامل این سریال شد.

هرچند این واکنش ها غالبا به جهت سکانس هایی است که نشان می دهد دربار

عثمانی درباری فاسد از جهت زن بارگی، بدمستی و شهوت رانی بوده است و منظور از

تحریفات تحریف در نشان دادن وارونه شخصیت ها چه از نظر ظاهر و چه از نظر باطن

است. به عنوان نمونه می توان به مظلوم نشان دادن روکسلانه یا خرم سلطان در برابر

دیگر زنان حرم سرا در طول سریال اشاره نمود.

حریم سلطان در ویترین فرهنگی پایتخت معنوی ایران

متاسفانه این سریال در کشور ما نیز از مخاطبان زیادی برخوردار است و اما تاسف بار تر

اینکه چندی است در دکه های روزنامه فروشی اطراف حرم مطهر مجلات و هفته نامه

های زرد با معرفی این بازیگران و خلاصه ای از قسمتها و عکس هایی از سکانسهای این

سریال به فروش می رسد. حتی تبلیغات "پوسترمهند هم رسید" دراین دکه ها دیده

میشود.

اما مهند که یکی از بازیگران ترک سریالهای مبتذل مثلثی ماهواره ای است پایش به

مشهد باز شد ، مشهدی که به عنوان پایتخت معنوی ایران معرف حضور است. حال باید

دید مسئولین فرهنگی چه می کنند که در شهر مذهبی مشهد آن هم در منطقه اطراف

حرم این تبلیغات به طور آزادانه انجام و این محصولات به راحتی به فروش می رسد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سری به گالری فروش نقره جات و بدلیجات که بزنید متوجه می شوید این سریال تا

کجاها که نفوذ نکرده.درست است به تازگی جواهرات خرم سلطان به عنوان مد روز به

مشتریان به قول فروشنده ها "مشتریان خاص" به فروش می رسد.

ورود خبرنگار مشهدپیام به گالری فروش بدلیجات به عنوان مشتری!


قیمت این جواهرات چقدر است؟

از 50 هزار تومان تا 350 الی 400 هزار تومان که بستگی به نوع کار دارد.

 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

علت گرانی این جواهرات چیست؟


دلایل زیادی هست اما مهمترین علت اینست که در حال حاضر مد روز است.

 

 

ورود مشهد پیام به گالری فروش بدلیجات به عنوان دانشجوی پژوهشگر!


وقتی از فروشندهای مختلف  پرسیدیم چرا پشت ویترین گالری بدلیجات فروشی نامی

از"جواهرات خرم سلطان " نیست گفتند: تبلیغ علنی این موضوع جریمه سنگین

سازمان تعزیرات رابه دنبال دارداما اگرمشتری از ما بخواهداین محصول را به اوعرضه می

کنیم.

مشتریان شما برای این محصول چه افرادی هستند؟ یک عده بدون اطلاع داشتن ازاین

شخصیت وکاملا سلیقه ای این محصول را انتخاب می کنند اما اکثرا آگاهانه و با هدف

خرید جواهرات خرم سلطان واردمغازه میشوند.

چه محصولات دیگری هست که از سریالهای ماهواره ای به عنوان مد روز به فروش می

رسد؟ در حال حاضر انگشتر یکی از بازیگران ترک به نام مهند که پر فروش ترین محصول

سال بوده و اکثریت قشر جوان متمایل به خرید این نوع انگشتر هستند که البته مشتریان

این انگشتر بیشتر افرادی هستند که با مراجعه آگاهانه این محصول را در خواست می

کنند.



 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

محصول دیگری که سابقه طولانی تری نسبت به جواهرات خرم سلطان دارد،

گردنبندشخصیت "رز" درفیلم تایتانیک می باشدکه این محصول یک نگین به شکل قلب

می باشدکه چند وجه داردکه از هر وجه به آن نگاه کنیم رنگی متفاوت دارد.

 

برای آسیب شناسی این معضل به دنبال مصاحبه با چند کارشناس فرهنگی بودیم که
نهایتا یکی از آنها حاضر به مصاحبه با ما شد.
متن مصاحبه را در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٢/٥/٢۱ توسط ساره آزاد
تمامی حقوق مطالب برای یاقوت سرخ محفوظ می باشد