تاريخ : ۱۳٩٠/٥/۳٠ | ۱٢:٥٧ ‎ب.ظ | نویسنده : ساره آزاد

جوان خیلی آرام و متین به مرد نزدیک شد و با لحنی مودبانه گفت :

ببخشید آقا ! من می تونم یه کم به خانوم شما نگاه کنم و لذت ببرم

؟...

 

مرد که اصلاً توقع چنین حرفی را نداشت و حسابی جا خورده بود ، مثل

آتشفشان از جا در رفت و میان بازار و  جمعیت یقه ی جوان را گرفت و

عصبانی ، طوری که رگ گردنش بیرون زده بود ، او را به دیوار کوفت و

فریاد زد : مردیکه عوضی ، مگه خودت ناموس نداری ... خجالت نمی

کشی ؟ جوان اما، خیلی آرام بدون اینکه از رفتار و فحش های مرد

عصبانی شود و واکنشی نشان  دهد ، همان طور مودبانه ومتین ادامه

داد. خیلی عذر می خوام ، فکر نمی کردم اینهمه عصبی و غیرتی شین

، دیدم همه بازار بدون اجازه نگاه می کنن و لذت می برن من گفتم

حداقل از شما اجازه بگیرم که نامردی نکرده باشم...حالا هم یقمو ول

کنین ، از خیرش گذشتم. مرد خشکش زد ...همانطور که یقه جوان را

گرفته بود ، آب دهانش را قورت داد و زیر چشمی زنش را براندازکرد...



تاريخ : ۱۳٩٠/٥/۳٠ | ۱٢:٠٤ ‎ب.ظ | نویسنده : ساره آزاد

خدایا ! خسته ام نمی توانم نیمه شب یازده رکعت نماز بخوانم بنده ی

 من ! دو رکعت نماز شفع و یک رکعت نماز وتر بخوان .خدایا برایم مشکل

است نیمه شب بیدار شوم.بنده ی من ! قبل از خواب این سه رکعت

بخوان خدایا سه رکعت زیاد است .بنده ی من ! فقط یک رکعت نماز وتر

بخوان .خدایا امروز خیلی خسته شده ام آیا راهی دیگر ندارد؟بنده ی

من ! قبل از خواب وضو بگیر و رو به آسمان کن و بگو   یا الله خدایا من در

رختخواب هستم اگر بلند شوم خواب از سرم می پرد. بنده ی من !

همان جا که دراز کشیده ای تیمم کن و بگو یا الله   .خدایا هوا سرد

است و نمی توانم دستانم را از زیر پتو بیرون بیاورم بنده ی من ! در دلت

بگو یا الله . ما برایت نماز شب حساب می کنیم.بنده اعتنایی نمی کند

و می خوابد. ملائکه ی من ! ببینید من اینقدر ساده گرفتم اما بنده من

خوابیده است.چیزی به اذان نمانده او را بیدار کنید . دلم برایش تنگ

شده .امشب با من حرف نزده. خداوندا دو مرتبه او را بیدار کردیم اما باز

هم خوابید .ملائکه ی من در گوشش بگوئید پروردگارت منتظر توست.

پروردگارا باز هم بیدار نمی شود. اذان صبح را می گویند هنگام طلوع

آفتاب است. ای بنده بیدار شو نماز صبحت قضا می شود. خورشید از

مشرق سر بر می آورد. خداوند رویش را برمی گرداند . ملائکه ی من آیا

حق ندارم که با این بنده قهر کنم؟!

                                         



تاريخ : ۱۳٩٠/٥/۱٢ | ٥:٥٩ ‎ب.ظ | نویسنده : ساره آزاد

خدا گوید تو ای زیبا تر از خورشید زیبایم
تو ای والاترین مهمان دنیایم
 بدان آغوش من باز است
 شروع کم یک قدم با تو
 تمام گامهای مانده اش با من
 فرا رسیدن ماه مهمانی خدا مبارک



تاريخ : ۱۳٩٠/٥/۱۱ | ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ | نویسنده : ساره آزاد

روزگاری شهر ما ویران نبود       دین فروشی این قدر ارزان نبود

نغمه ی مطرب دوای جان نبود    هیچ صوتی بهتر از قرآن نبود

دختران را بی حجابی ننگ بود     رنگ چادر بهتر از هر رنگ بود

مرجعیت مظهر تکریم بود           حکم او را عالمی تسلیم بود

اینک اما پشت پا بر دین زدن آزادگیست حرف حق گفتن عقب

افتادگیست

 

 

                                         



تاريخ : ۱۳٩٠/٥/۱۱ | ۱۱:۱٠ ‎ق.ظ | نویسنده : ساره آزاد

در کودکی خواندیم آن مرد در باران آمد .غافل ازاینکه تا آن مرد نیاید باران نمی بارد.

اللهم عجل لولیک الفرج



تاريخ : ۱۳٩٠/٥/۱۱ | ۱۱:٠٧ ‎ق.ظ | نویسنده : پرشین بلاگ

بنام خدا

کاربر گرامی

با سلام و احترام

پیوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنویسان فارسی خوش آمد میگوییم.
شما میتوانید برای آشنایی بیشتر با خدمات سایت به آدرس های زیر مراجعه کنید:

http://help.persianblog.ir برای راهنمایی و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سایت برای اطلاع از
http://fans.persianblog.ir برای همکاری داوطلبانه در وبلاگستان
http://persianblog.ir/ourteam.aspx اسامی و لینک وبلاگ های تیم مدیران سایت

در صورت بروز هر گونه مشکل در استفاده از خدمات سایت میتوانید با پست الکترونیکی :
support[at]persianblog.ir

و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الکترونیکی
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرمایید.

همچنین پیشنهاد میکنیم با عضویت در جامعه مجازی مای پردیس از خدمات این سایت ارزشمند استفاده کنید:
http://mypardis.com


با تشکر

مدیر گروه سایتهای پرشین بلاگ
مهدی بوترابی

http://ariagostar.com



  • تبادل اطلاعات | پرشین بلاگ