بخوانید تا معلوم شود اوضاع حاضر ، زنان را به چه موجوداتی درآورده است.

در نامه چنین نوشته است :

" زنم در موقع خواب به یک دلقک درست و حسابی مبدل می گردد . موقع خواب برای

اینکه موهایش خراب نشود یک کلاه توری بزرگ به سرش می بندد . بعد لباس خواب

می پوشد. در این موقع است که جلو آئینه میز توالت می نشیند و گریم صورتش را با

شیرپاک کن می شوید . وقتی رویش را برمی گرداند احساس می کنم او زن من نیست

زیرا اصلا شکل سابق را ندارد . ابروهایش را تراشیده و چون مداد ابرو را پاک کرده بی ابرو

می شود . از صورتش بوی نامطبوعی به مشام من می رسد زیرا کرمی که برای چین و

چروک به صورتش می مالد بوی کافور می دهد و مرا یاد قبرستان می اندازد. کاش کار به

همین جا ختم می شد ، ولی این تازه مقدمه کار است. چند دقیقه ای در اتاق راه می

رود و جمع و جور می کند آنگاه کلفت خانه را صدا می کند و می گوید کیسه ها را بیاور .

کلفت با چهار کیسه متقالی بالا می آید . خانم روی تخت می خوابد و کلفت کیسه ها

را به دست و پای او می کند و بیخ آن را با نخ می بندد . چون ناخن های دست و پایش

مانیکور شده و دراز است ، برای اینکه به لحاف نگیرد و چندشش نشود و احیانا نشکند

دست و پای خود را در کیسه می کند و به همین ترتیب می خوابد .

آری این است زنی که بر اثر به اصطلاح بی حجابی آزاد شده به صورت نیروی فعال

اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی درآمده است !

یک نوع فعالیت اقتصادی رایج شده است که باید آن را ثمره بی حجابی دانست و آن

اینکه بنکدار به جای اینکه بکوشد جنس بهتر و مرغوبتر در اختیار مشتریان بگذارد

یک مانکن می آورد و سرمایه عفت و عصمت او را استخدام می کند.

برگرفته از کتاب : مسئله حجاب استاد مطهری


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۱/٢/۱٧ توسط ساره آزاد
  • تبادل اطلاعات | پرشین بلاگ